ترجمه "conduction" به فارسی
هدایت, رسانش, انتقال بهترین ترجمه های "conduction" به فارسی هستند.
conduction
noun
دستور زبان
(physics) The conveying of heat or electricity through material. [..]
-
هدایت
nounconveying of heat or electricity through material
Heart rate, blood pressure, nerve conduction all normal.
ضربان قلب ، فشار خون ، هدایت عصبی ، همه طبیعی هستن.
-
رسانش
nounconveying of heat or electricity through material
but also as a word through bone conduction.
بلکه به صورت واژهاى از طريق رسانش استخوانی هم میشنود.
-
انتقال
the sugar dough doesn't want to conduct electricity.
خب، اگه حالا خمیر شکاری رو استفاده کنم، این خمیر نمیخواد الکتریسته رو انتقال بده.
-
ترجمه های کمتر
- رسانایی
- (برق و گرما) رسانش
- (تنکرد شناسی) رسانش تکانه های عصبی
- رساندن (انتقال آبگونه توسط لوله و به ویژه انتقال شیره ی گیاهی در آوندها)
- قابلیت هدایت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conduction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conduction" با ترجمه به فارسی
-
نظام نامه اخلاقی، آیین رفتار و کردار حرفه ای
-
خواص هیدرولیکی خاک · رسانندگي هيدروليكي خاك
-
زبان پریشی رسانشی
-
هدایت کردن، ادراه کردن
-
آئین اخلاقی
-
برقرسانندگي · رسانايى الکتريکى · رسانندگی الکتریکی · مقاومت الکتريکی · هدایت الکتریکی
-
بلوک قلبی
-
قابلیت هدایت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن