ترجمه "conductorship" به فارسی

مباشرت, مدیریت بهترین ترجمه های "conductorship" به فارسی هستند.

conductorship noun دستور زبان

the position of conductor of an orchestra. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مباشرت

  • مدیریت

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conductorship " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "conductorship" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه