ترجمه "conduit" به فارسی

لوله, کانال, سیمراه بهترین ترجمه های "conduit" به فارسی هستند.

conduit noun دستور زبان

A pipe or channel for conveying water etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لوله

    noun

    I need schematics of all conduits in and out of the cistern.

    من به نقشه تمام خطوط لوله به درون و بیرون مخزن نیاز دارم

  • کانال

    noun

    We'll have to augment every conduit for a jump this far.

    بايد کانال ها رو براي فرستادنش تقويت کنيم

  • سیمراه

  • ترجمه های کمتر

    • کاریز
    • آبشخور، سرچشمه
    • تنبوشه
    • (برای رساندن آبگونه ها) لوله
    • (قدیمی) فواره
    • آب رسان
    • آب گذر
    • پوشش سیم (لوله یا راه زیرزمینی یا حفاظ که کابل را برای ایمنی درآن قرار می دهند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conduit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Conduit
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجرا، معبر

اضافه کردن

ترجمه های "conduit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه