ترجمه "confederate" به فارسی
متحد, هم پیمان, همدست بهترین ترجمه های "confederate" به فارسی هستند.
confederate
adjective
verb
noun
دستور زبان
(psychology) An actor who participates in a psychological experiment pretending to be a subject but in actuality working for the researcher (also known as a 'stooge'). [..]
-
متحد
adjective -
هم پیمان
-
همدست
nounThey went a long way, on purpose to find a man who would not be a confederate.
آنها برای آنکه مشاوری پیدا کنند که با نماینده کمپانی همدست نباشد، مدتی راه رفتند.
-
ترجمه های کمتر
- جنوبی
- (جنگ های داخلی امریکا - C بزرگ) وابسته به ایالات جنوبی
- (در امور غیرقانونی) همدست
- توطئه گر
- شریک جرم
- طرفدار جنوب
- عضو کنفدراسیون (پیمانگان)
- عضوکنفدراسیون (پیمانگان) کردن یا شدن
- متحد کردن یا شدن
- هم آرمان
- هم پیمان کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " confederate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Confederate
adjective
noun
دستور زبان
Of or relating to the Confederate States of America. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Confederate" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Confederate در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "confederate" با ترجمه به فارسی
-
فدراسیون جهانی کار
-
كنفدراسيون سوئيس
-
سوئیس · سویيس · كنفدراسيون سوئيس
-
رجوع شود به Memorial Day
-
کنفدراسیون فوتبال آسیا
-
ایالات مؤتلفه آمریکا
-
(امریکا) نخستین قانون اساسی منعقد بین سیزده ایالتی که در اصل امریکا را تشکیل دادند
-
اتفاق · هم عضوی درکنفدراسیون · هم پیمانی · همبستگی · کنفدراسیون · کنفدراسیون (اتحاد چند دسته یا ملت دارای آرمان مشترک) پیمانگان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن