ترجمه "confederation" به فارسی
اتفاق, کنفدراسیون, همبستگی بهترین ترجمه های "confederation" به فارسی هستند.
A union or alliance of states or political organizations. [..]
-
اتفاق
nouncan you imagine what had happened if the confederation of the city had found gold
ميتوني تصور کني چه اتفاقي ميافتاد اگر جستجو گران شهر را پيدا ميکردن
-
کنفدراسیون
union of sovereign states linked by treaties, whose common government does not directly exercise its sovereignty over their territory
Wearily the Confederates lay on their arms and prayed for respite and rest.
سربازان کنفدراسیون، خسته دراز کشیده بودند و بر دستها تکیه کرده، در آرزوی لحظهای استراحت بودند.
-
همبستگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- هم عضوی درکنفدراسیون
- هم پیمانی
- کنفدراسیون (اتحاد چند دسته یا ملت دارای آرمان مشترک) پیمانگان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " confederation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
In Canada, the federal union of provinces and territories which formed Canada, beginning with New Brunswick, Nova Scotia, Ontario, and Quebec, and later including all the others. [..]
"Confederation" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Confederation در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "confederation" با ترجمه به فارسی
-
فدراسیون جهانی کار
-
كنفدراسيون سوئيس
-
سوئیس · سویيس · كنفدراسيون سوئيس
-
رجوع شود به Memorial Day
-
کنفدراسیون فوتبال آسیا
-
ایالات مؤتلفه آمریکا
-
(جنگ های داخلی امریکا - C بزرگ) وابسته به ایالات جنوبی · (در امور غیرقانونی) همدست · توطئه گر · جنوبی · شریک جرم · طرفدار جنوب · عضو کنفدراسیون (پیمانگان) · عضوکنفدراسیون (پیمانگان) کردن یا شدن · متحد · متحد کردن یا شدن · هم آرمان · هم پیمان · هم پیمان کردن یا شدن · همدست
-
(امریکا) نخستین قانون اساسی منعقد بین سیزده ایالتی که در اصل امریکا را تشکیل دادند