ترجمه "confer" به فارسی

مشورت کردن, اعطا کردن, اهداکردن بهترین ترجمه های "confer" به فارسی هستند.

confer verb دستور زبان

(obsolete, intransitive) To compare. [16th-18th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشورت کردن

    verb

    Philip may be unsure whether such a meeting is appropriate, so he confers with Andrew.

    فیلیپُس که از بجا بودن درخواست آنان اطمینان نداشت، با آندریاس مشورت کرد.

  • اعطا کردن

    verb

    which was conferred there and then on Snowball and Boxer.

    همان جا و همان وقت به اسنوبال و باکسر اعطا کردند.

  • اهداکردن

  • ترجمه های کمتر

    • (مهجور) مقایسه کردن
    • بخشیدن به
    • تبادل نظر کردن
    • درد دل کردن
    • رایزنی کردن
    • صلاحدید کردن
    • مراجعه کردن
    • مشاوره کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " confer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "confer" با ترجمه به فارسی

  • رهبر جلسه
  • کنفرانس یالتا
  • كنفرانس توسعه و تجارت سازمان ملل · كنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد · کنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد
  • جلسه پیشنهاددهندگان
  • منطقالطیر
  • مکالمه ی تلفنی چند نفره · کنفرانس تلفنی (که طی آن چند نفر از جاهای مختلف همزمان با همدیگر گفت و شنود و رایزنی می کنند)
  • مصاحبه مطبوعاتی · مصاحبه و كنفرانس مطبوعات · مصاحبه ی مطبوعاتی · پرس و گفت رسانه ای · کنفرانس خبری
  • رجوع شود به press conference · مصاحبه مطبوعاتی · مصاحبه و كنفرانس مطبوعات · نشست خبری · کنفرانس خبری
اضافه کردن

ترجمه های "confer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه