ترجمه "confirmation" به فارسی
تصدیق, اثبات, تصویب بهترین ترجمه های "confirmation" به فارسی هستند.
confirmation
noun
دستور زبان
An official indicator that things will happen as planned [..]
-
تصدیق
nounand provided corroborative evidence from British sources on the spot confirmed this.
و بشر طی که شواهد تاییدی منابع انگلیسی در محل، این امر را تصدیق نمایند.
-
اثبات
nounMitka stamped with his boots to confirm the statement and edged up to her.
میتکا برای اثبات گفتهٔ خود، درحالیکه مشتها را روی کمر داشت، با پا بر زمین کوفت.
-
تصویب
noun
-
ترجمه های کمتر
- تایید
- تاییدیه
- تنفیذ
- بازبینی
- انعقاد
- موید
- مصداق
- گواه
- تحقق
- تحقیق
- (کلیسا) مراسم رسمی پذیرش به عضویت
- به ثبوت رسانی
- راستین ساز
- راستین کردن
- راستین گر
- مراسم بلوغ و تکلیف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " confirmation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "confirmation"
عباراتی شبیه به "confirmation" با ترجمه به فارسی
-
اعتبار تایید شده
-
(از نظر مذهبی) به تکلیف رسیده · (بیماری) مزمن · (کلیسا) به عضویت پذیرفته شده · اثبات شده · به ثبوت رسیده · تایید شده · تصدیق شده · تکلیف شده · خوگرفته · سابقه دار · مسلم · معتاد · کهنه کار
-
تاییدکننده · تصدیق کننده
-
تائید کردن · تایید کردن
-
درجه تائید شدگی
-
بانک تائید کننده اعتبار
-
(از نظر مذهبی) بالغ و مکلف اعلام کردن · (کلیسا - طی مراسم رسمی) به عضویت پذیرفتن · اطمینان حاصل کردن · به ثبوت رساندن · تاييد كردن · تایید کردن · تثبیت کردن · تصدیق کردن · تصویب کردن · درست پنداشتن · صحه گذاشتن بر · صدق چیزی را اثبات کردن · نوکیش کردن
-
موسسه بازبینی – مرکز تایید شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن