ترجمه "conflagration" به فارسی
آتشسوزی, حریق, دوزخ بهترین ترجمه های "conflagration" به فارسی هستند.
A large fire extending to many objects, or over a large space; a general burning. [..]
-
آتشسوزی
nouna large, ferocious, and destructive fire [..]
They went on board a riverboat, the wooden wheel of which had a sound of conflagration
سوار بر یک لنج چوبی رودخانهیی شدند که چرخ چوبی محرکهی آن هنگام چرخیدن، صدای آتشسوزی در جنگل را میداد.
-
حریق
nounA great number of people crowded in front of the conflagration.
جمعیت کثیری در مقابل حریق ازدحام کرده بودند.
-
دوزخ
nounIn the roaring and raging of the conflagration, a red hot wind, driving straight from the infernal regions, seemed to be blowing the edifice away.
به نظر میرسید در غرش خشمناک شعله بادی آتشین، که گفتی از دوزخ میوزید، دست اندکار برکندن و از میان بردن این بنا باشد.
-
ترجمه های کمتر
- جهنم
- آتش سوزی بزرگ
- حریق خانمان سوز
- حریق مدهش
- همه سوزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conflagration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conflagration" با ترجمه به فارسی
-
آتش زدن · برافروختن · تش زدن · سوزاندن
-
(آتش) زبانه کش · شعله ور · مشتعل · همه سوز