ترجمه "Conflict" به فارسی

تعارض, تضاد, ناسازگاری بهترین ترجمه های "Conflict" به فارسی هستند.

Conflict
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعارض

    Conflict is the genesis of creation.

    تعارض اساس آفرینش است

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Conflict " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

conflict verb noun دستور زبان

(intransitive, with ‘with’) To be at odds (with); to disagree or be incompatible [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تضاد

    clash or disagreement

    I just like cowboys and Indians'cause of the conflict.

    آخه بين گاوچرون ها و سرخ پوست ها يه تضاد هميشگي وجود داره.

  • ناسازگاری

    clash or disagreement

    There are conflicting signing preferences for these recipients. Sign this message?

    برای این گیرنده‌ها ، تنظیمات امضای ناسازگاری وجود دارد. این پیام امضا شود ؟

  • رزم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • کشمکش
    • درگیری
    • مغایرت
    • منازعه
    • برخورد
    • تداخل
    • ستیز
    • مشاجره
    • ستیزه
    • تصادم
    • کشاکش
    • منافات
    • اختلالات
    • (با هم) در تضاد بودن
    • (دو عقیده و غیره) با هم برخوردداشتن
    • (روان شناسی) تعارض
    • برخورد دوچیز در حال حرکت
    • تخلف کردن از
    • تضاد داشتن
    • جنگ (به ویژه اگر طولانی باشد)
    • درون ستیزی
    • عدم توافق
    • مغایرت داشتن
    • ناسازگار بودن
    • هم برخورد
    • هم ستیز بودن
    • هم ستیزی
    • کشمکش (ادبیات)

عباراتی شبیه به "Conflict" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Conflict" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه