ترجمه "conflicted" به فارسی
(روان شناسی) دچار کشمکش درونی, درون ستیز بهترین ترجمه های "conflicted" به فارسی هستند.
conflicted
verb
Simple past tense and past participle of conflict. [..]
-
(روان شناسی) دچار کشمکش درونی
-
درون ستیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conflicted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conflicted" با ترجمه به فارسی
-
بر خورد اقتصادی – اختلاف اقتصادی
-
تعارض شغلی
-
تعارض کانال
-
حل منازعه
-
تعارض
-
تضاد فرهنگی
-
مدیریت تضاد
-
بهم ناسازگار · مخالف · مصادف · مغایر · ناساز، ناسازگار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن