ترجمه "conjure" به فارسی
(از راه ورد و جادو) احضار روح کردن, (به ویژه با سوگند) استدعا کردن, (در اصل) هم قسم شدن بهترین ترجمه های "conjure" به فارسی هستند.
conjure
verb
noun
دستور زبان
(African American Vernacular) A practice of magic; hoodoo; conjuration. [..]
-
(از راه ورد و جادو) احضار روح کردن
-
(به ویژه با سوگند) استدعا کردن
-
(در اصل) هم قسم شدن
-
ترجمه های کمتر
- (شیاطین یا اجنه را)فراخواندن
- افسون کردن
- التماس کردن
- تردستی کردن
- جادو کردن
- سرزنش کردن
- سوگند دادن
- شعبده بازی کردن
- طلسم کردن
- قسم دادن
- لابه کردن
- هم سوگند شدن (در توطئه و غیره)
- هم پیمان شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conjure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conjure" با ترجمه به فارسی
-
تداعی کردن چیزی در ذهن کسی، تصویر کردن چیزی · سرزنش کردن
-
(آدم) چشم بند · تردست · جادوگر · ساحر · شعبده باز · مستدعی
-
جادوگر
-
جادو · سحر · فریب · معجزه · کار خارق العاده · گول
-
(قدیمی) التماس · احضار ارواح (یا شیاطین یا اجنه) · استدعا · افسون · تبلیغات · جادو · جادوگری · سحر · شعبده بازی · فریب · معجزه · ورد · چشم بندی · کار خارق العاده · گول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن