ترجمه "connatural" به فارسی

درونزاد, سرشتی, فطری بهترین ترجمه های "connatural" به فارسی هستند.

connatural adjective دستور زبان

Similar in nature. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درونزاد

  • سرشتی

  • فطری

  • ترجمه های کمتر

    • همریشه
    • همگونه
    • ذاتی
    • طبیعی
    • هم سرشت
    • هم نیا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " connatural " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "connatural" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه