ترجمه "connexion" به فارسی

اتصال, ارتباط, رابطه بهترین ترجمه های "connexion" به فارسی هستند.

connexion noun دستور زبان

Obsolete spelling of connection. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتصال

    noun
  • ارتباط

    Most of the material that you were dealing with had no connexion with anything in the real world

    اغلب اموری که با آنها سروکار داشتی، در دنیای واقعی با چیزی ارتباط نداشت.

  • رابطه

    noun

    They've never had any direct connexion with the Left Book Club

    آنها اصولاً با خود انجمن رابطه مستقیمی نداشتند

  • ترجمه های کمتر

    • مقاربت
    • رابط
    • رجوع شود به connection
    • متصل کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " connexion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "connexion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه