ترجمه "conniption" به فارسی
اعراض, بدخلقی, غیظ بهترین ترجمه های "conniption" به فارسی هستند.
conniption
noun
دستور زبان
(informal) A fit of anger or panic; conniption fit. [..]
-
اعراض
-
بدخلقی
-
غیظ
noun
-
ترجمه های کمتر
- قهر
- (عامیانه - معمولا جمع) غیظ
- اوقات تلخی
- بی تابی (conniption fit هم میگویند)
- حمله صرع
- کج خلقی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conniption " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن