ترجمه "conqueror" به فارسی
فاتح, غالب, کشورستان بهترین ترجمه های "conqueror" به فارسی هستند.
conqueror
noun
دستور زبان
Someone who conquers [..]
-
فاتح
nounI will make generations of boyars remember their conqueror with love.
من نسل بویارها را وادار میکنم که با عشق و محبت نام فاتح خود را یاد کنند.
-
غالب
nounone of that sort that cry 'Long life to the conqueror.
در زمره کسانی بشمار میروی که میگویند زنده باد غالب!
-
کشورستان
-
ترجمه های کمتر
- کشورگیر
- غلبه کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conqueror " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conqueror" با ترجمه به فارسی
-
ویلیام فاتح (پادشاه نورمان ها که انگلیس را فتح کرد: 7
اضافه کردن مثال
اضافه کردن