ترجمه "conquest" به فارسی
پیروزی, فتح, غلبه بهترین ترجمه های "conquest" به فارسی هستند.
Victory gained through combat; the subjugation of an enemy. [..]
-
پیروزی
nounThis march savored of an attack, and certainly of a desire for conquest.
در این پیش رفتن یک نوع حمله و البته یک شوق پیروزی وجود داشت.
-
فتح
properAct of conquering.
You should come to London to know how to estimate your conquest.
باید بیایی لندن تا بفهمی دل چه کسی را فتح کردهای.
-
غلبه
The conquest is always weakest when the conqueror allows himself to believe that it is done.
وقتی که فاتح فکر می کنه کارش تموم شده غلبه کردن از همیشه راحت تره
-
ترجمه های کمتر
- کشورگشایی
- استیلا
- خاطرخواهی
- شیدایی
- وانش
- گشایش
- دلبری
- (جمع) متصرفات
- (در اثر جنگ و پیروزی) تسخیر
- ربایش (دل شخصی دیگر)
- سرزمین تسخیری
- شیفته سازی
- هر چیزی که در اثر پیروزی به دست آید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conquest " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
The personification of conquest, (also known as Pestilence), often depicted riding a white horse. [..]
"Conquest" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Conquest در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "conquest"
عباراتی شبیه به "conquest" با ترجمه به فارسی
-
تسخیر انگلستان توسط نورمان ها (در سال 6601 میلادی)