ترجمه "conservator" به فارسی

قیم, متولی, کتابدار بهترین ترجمه های "conservator" به فارسی هستند.

conservator noun دستور زبان

One who conserves, preserves or protects something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قیم

  • متولی

  • کتابدار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • متصدی
    • نگهدار
    • سرپرست
    • نگهبان
    • (مسئول نگهداری)
    • نیکدار (کسی که مسئول مرمت و نگهداری آثار هنری و ابنیه ی قدیمی است)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conservator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conservator" با ترجمه به فارسی

  • (اغلب جمع) مربا(ی دو یاچند چیز) · (بیشتر در مورد منابع طبیعی و انرژی) صرفه جویی کردن · بر جا داشتن · حفظ کردن · ذخیره کردن · مربا کردن · نگهداری کردن · نیکداری کردن · هو داشتن · پایستن · پستا کردن · پستائی کردن · کمپوت (دو یا چند میوه) · کمپوت کردن · کنسرو · کنسرو ساختن
  • پایستگی بار
  • سبک محافظه کار
  • حفاظت گوناگوني زيستي
  • خطی مشی اعتباری محافظه کارانه
  • محافظه کارانه
  • (فیزیک) پایستگی انرژی · پایستگی انرژی · پایندگی (یا بقا) انرژی (این اصل : در هر سیستم بسته · کل میزان انرژی ثابت است)
اضافه کردن

ترجمه های "conservator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه