ترجمه "conservatory" به فارسی
گلخانه, کنسرواتوار, هنرستان بهترین ترجمه های "conservatory" به فارسی هستند.
conservatory
adjective
noun
دستور زبان
(rare) pertaining to conservation [..]
-
گلخانه
nounWhen Natasha ran out of the drawing room she only went as far as the conservatory.
چون ناتاشا از اتاق پذیرایی دوان دوان بیرون آمد جنب گلخانه ایستاد
-
کنسرواتوار
educational institution specialized in the study, training and research of music
we spent three years at the sheboygan conservatory of music
سه سال وي کنسرواتوار موسيقي. شبويگان بوديم
-
هنرستان
Then you've forgotten when I pulled you into the conservatory at the Northbrooks'.
پس حتما اون روزي رو کشيدمتون داخل هنرستان تو " نورث بروک " رو يادتون رفته.
-
ترجمه های کمتر
- گرمخانه
- عشرتکده
- هنرکده
- نگهدار
- (موسیقی و هنر) مدرسه ی عالی
- (نادر) حافظ
- گرمخانه (معمولا خانگی وغیرتجارتی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conservatory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن