ترجمه "conserve" به فارسی
کنسرو, پایستن, (اغلب جمع) مربا(ی دو یاچند چیز) بهترین ترجمه های "conserve" به فارسی هستند.
conserve
verb
noun
دستور زبان
A jam or thick syrup made from fruit. [..]
-
کنسرو
noun -
پایستن
verb -
(اغلب جمع) مربا(ی دو یاچند چیز)
-
ترجمه های کمتر
- (بیشتر در مورد منابع طبیعی و انرژی) صرفه جویی کردن
- بر جا داشتن
- حفظ کردن
- ذخیره کردن
- مربا کردن
- نگهداری کردن
- نیکداری کردن
- هو داشتن
- پستا کردن
- پستائی کردن
- کمپوت (دو یا چند میوه)
- کمپوت کردن
- کنسرو ساختن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conserve " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conserve" با ترجمه به فارسی
-
پایستگی بار
-
سبک محافظه کار
-
حفاظت گوناگوني زيستي
-
خطی مشی اعتباری محافظه کارانه
-
محافظه کارانه
-
(فیزیک) پایستگی انرژی · پایستگی انرژی · پایندگی (یا بقا) انرژی (این اصل : در هر سیستم بسته · کل میزان انرژی ثابت است)
-
حزب محافظهکار نیکاراگوآ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن