ترجمه "conserve" به فارسی

کنسرو, پایستن, (اغلب جمع) مربا(ی دو یاچند چیز) بهترین ترجمه های "conserve" به فارسی هستند.

conserve verb noun دستور زبان

A jam or thick syrup made from fruit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنسرو

    noun
  • پایستن

    verb
  • (اغلب جمع) مربا(ی دو یاچند چیز)

  • ترجمه های کمتر

    • (بیشتر در مورد منابع طبیعی و انرژی) صرفه جویی کردن
    • بر جا داشتن
    • حفظ کردن
    • ذخیره کردن
    • مربا کردن
    • نگهداری کردن
    • نیکداری کردن
    • هو داشتن
    • پستا کردن
    • پستائی کردن
    • کمپوت (دو یا چند میوه)
    • کمپوت کردن
    • کنسرو ساختن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conserve " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conserve" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "conserve" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه