ترجمه "conspicuity" به فارسی
هویدایی, روشنی, وضوح بهترین ترجمه های "conspicuity" به فارسی هستند.
conspicuity
noun
دستور زبان
The property of being clearly discernible [..]
-
هویدایی
-
روشنی
noun -
وضوح
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conspicuity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conspicuity" با ترجمه به فارسی
-
قابل دید
-
(جامعه شناسی) مصرف خودنمایانه
-
آشکارا · بطورشکاریامعلوم · به وضوح
-
(آنچه که دیدن یا فهمیدن آن آسان باشد) آشکار · اشکار · انگشت نما · به طور توذوق زننده · جذاب · خود نمایانه · قابل رویت · مشهود · نمایان · هویدا · واضح · چشمگیر
-
(آنچه که دیدن یا فهمیدن آن آسان باشد) آشکار · اشکار · انگشت نما · به طور توذوق زننده · جذاب · خود نمایانه · قابل رویت · مشهود · نمایان · هویدا · واضح · چشمگیر
-
آشکارا · بطورشکاریامعلوم · به وضوح
-
(آنچه که دیدن یا فهمیدن آن آسان باشد) آشکار · اشکار · انگشت نما · به طور توذوق زننده · جذاب · خود نمایانه · قابل رویت · مشهود · نمایان · هویدا · واضح · چشمگیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن