ترجمه "conspecific" به فارسی

همنوع, (زیست شناسی - گیاه شناسی) همگونه, از یک گونه بهترین ترجمه های "conspecific" به فارسی هستند.

conspecific adjective noun دستور زبان

(systematics): Of, or belonging to the same species [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همنوع

    noun
  • (زیست شناسی - گیاه شناسی) همگونه

  • از یک گونه

  • همگونه ای

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conspecific " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "conspecific" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه