ترجمه "conspicuous" به فارسی

جذاب, مشهود, نمایان بهترین ترجمه های "conspicuous" به فارسی هستند.

conspicuous adjective دستور زبان

Obvious or easy to notice. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جذاب

    adjective
  • مشهود

    adjective

    he only thought of the conspicuousness of the principal character before the on looking nations;

    فقط در فکر مشهود و انگشتنما بودن شخصیت اصلی در آن صحنه در مقابل تمامی ملل بود.

  • نمایان

    The pestle fell two paces from Grigory, not in the grass but on the path, in a most conspicuous place.

    دسته هاون بجای آنکه به میان سبزهها افتد در میان جادهٔ باریکی در دو قدمی گری گوری افتاد بطوریکه کام لا نمایان بود.

  • ترجمه های کمتر

    • واضح
    • اشکار
    • هویدا
    • چشمگیر
    • (آنچه که دیدن یا فهمیدن آن آسان باشد) آشکار
    • انگشت نما
    • به طور توذوق زننده
    • خود نمایانه
    • قابل رویت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conspicuous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conspicuous" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "conspicuous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه