ترجمه "constantly" به فارسی

همیشه, پیوسته, دائما بهترین ترجمه های "constantly" به فارسی هستند.

constantly adverb دستور زبان

(obsolete) With steadfastness; with resolve; in loyalty, faithfully. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همیشه

    adverb

    At all times.

    I am constantly forgetting people's names.

    من همیشه نام آدم ها را فراموش می کنم.

  • پیوسته

    He was anex beadle of seventy five, who was constantly mumbling his prayers.

    این یک خادم قدیم کلیسا و پیرمدی هفتاد و پنج ساله بود که پیوسته دعاهایی میخواند.

  • دائما

    And I was trying constantly to bring them back to me.

    و من دائما تلاش می کردم تا آن ها را به طرف خودم برگردانم.

  • هرگز

    adverb

    At all times.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " constantly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Constantly
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دایمی، پایدار

اضافه کردن

ترجمه های "constantly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه