ترجمه "constipation" به فارسی

یبوست, يبوست, بداشتهایی بهترین ترجمه های "constipation" به فارسی هستند.

constipation noun دستور زبان

Act of crowding anything into a lesser compass, or the state of being crowded or pressed together; condensation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یبوست

    noun

    state of bowels [..]

    it clears the mind and it's good for constipation

    حافظه رو تقویت میکنه و برای یبوست خوبه

  • يبوست

    you have to much rice in your diet and youre constipated

    تو توي رژيم غذاييت خيلي برنج مصرف ميکني و بخاطر همين هم يبوست داري

  • بداشتهایی

  • ترجمه های کمتر

    • دُشگواري
    • ناگوارش
    • (مزاج) قبض
    • احاله به محال
    • اختلالات گوارشی
    • اسهال نوزاد جانوران
    • انسداد روده
    • تعلیق به محال
    • فزونی ترشح کلریدریک اسید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " constipation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "constipation" با ترجمه به فارسی

  • (مزاج) قبض کردن · قبض کردن · موجب یبوست شدن · یبس کردن
اضافه کردن

ترجمه های "constipation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه