ترجمه "constitutive" به فارسی

ساختاری, ساختمندی, سازا بهترین ترجمه های "constitutive" به فارسی هستند.

constitutive adjective دستور زبان

having the power or authority to constitute, establish or enact something [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساختاری

  • ساختمندی

  • سازا

  • ترجمه های کمتر

    • شالودین
    • مقوم
    • بنیادی
    • سرشتی
    • سازنده
    • اساسی
    • مایه
    • اصلی
    • (دارای اختیار قانون گذاری و انتصاب و تاسیس) مقننه و مجریه
    • تام الاختیار
    • تشکیل دهنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " constitutive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "constitutive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "constitutive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه