ترجمه "contagiousness" به فارسی
سرایت, واگیره, مسری بودن بهترین ترجمه های "contagiousness" به فارسی هستند.
contagiousness
noun
دستور زبان
The state or condition of being contagious. [..]
-
سرایت
Jean Valjean's composure was one of those powerful tranquillities which are contagious.
آرامش ژان وال ژان از آن گونه آسودهخاطرهای قوی و نافذ بود که به دیگران هم سرایت میکنند.
-
واگیره
-
مسری بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contagiousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contagiousness" با ترجمه به فارسی
-
پلوروپنومونی گاوی واگیر
-
ویروس شیرینه واگیر
-
orf · درماتيت چركدانهاي واگير
-
تب مالت · تب مواج
-
التهاب رحم اسبی واگیر · متریت اسبي واگیر
-
بيماريهاي ميكوپلاسمايي · عفونتهاي ميكوپلاسما · فيتوپلاسموزها · میکوپلاسموزها · پلوروپنوموني گوسفندي واگير
-
بطرزمسری یاواگیره دار
-
پلوروپنومونی بزی واگیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن