ترجمه "contain" به فارسی
شامل بودن, در برداشتن, متضمن بودن بهترین ترجمه های "contain" به فارسی هستند.
contain
verb
دستور زبان
(transitive): To hold inside. [..]
-
شامل بودن
verbWhile pondering these words, I realized that while they contain that direction, there exists a far greater meaning.
وقتی در بارۀ این کلمات تعمّق کردم، تشخیص دادم که در ضمن شامل بودن آن هدایت، یک معنای عمیق تری وجود دارد.
-
در برداشتن
-
متضمن بودن
-
ترجمه های کمتر
- لماش
- مشتمل
- (در بر)داشتن
- (در جا یا محدوده ی خود) نگهداشتن
- (ریاضی) بخش پذیر بودن (معمولا بدون باقی مانده)
- (مجازی) مهار کردن
- تضمین کردن
- جلوگیری کردن
- حاوی بودن
- خودداری کردن
- دارا بودن
- لگام کردن
- محاط بودن
- محتوی بودن
- محصور کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contain " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contain" با ترجمه به فارسی
-
(نیروگاه های اتمی و آزمایش های اتمی) درون داره (روش محبوس کردن و محدود سازی مواد تابشگرradioactive به ویژه در اتاقک های پولادین و سیمانی - نام کامل آن containment structure) · بازداری · تحدید نفوذ · جلوگیری · سد نفوذ · سیاست تحدید · سیاست جلوگیری از گسترش نفوذ دشمن (به ویژه سیاست بازدارانه ی امریکا در قبال شوروی سابق) · کف نفس
-
بارگنجهاي ذخيرهسازي · محفظههای ذخیرهسازی
-
جعبههاي شير · محفظههای شیر
-
سطل آشغال
-
گياهان خانگي · گياهان درونخانهاي · گياهان مخزني · گیاهان گلدانی
-
بارگنج
-
حمل و نقل بارگنجي · حمل و نقل مخزنی
-
مورد ظرف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن