ترجمه "contemplate" به فارسی
انديشيدن, سگالیدن, (با دقت) نگاه کردن بهترین ترجمه های "contemplate" به فارسی هستند.
contemplate
verb
دستور زبان
To think about something in a concentrated manner or for an extended period of time. To think deeply about something; to ponder or consider. [..]
-
انديشيدن
-
سگالیدن
Verb -
(با دقت) نگاه کردن
-
ترجمه های کمتر
- (مذهبی و عرفانی) تفکر و عبادت کردن
- اندرنگری کردن
- تدبر کردن
- تعمق و تفکر کردن
- خیره شدن
- در بحر تفکر فرو رفتن
- در شگفت ماندن
- در نظر داشتن
- عبادت کردن
- قصد داشتن
- نشخوار کردن
- ژرف اندیشی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contemplate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contemplate" با ترجمه به فارسی
-
اندیشه کننده · تفکرکننده · درنظرگیرنده
-
(کسی که اهل تفکر و مکاشفه است - به ویژه در خانقاه و غیره) زاهد · اندرنگرانه · تفکری · عارف · غرق در افکار · فکور · متفکر · وابسته به عبادت و مکاشفه · پنداشتی · ژرف اندیشانه
-
اندرنگرش · بررسی یامطالعه ی دقیق · تامل · تدبر · تعمق و تفکر · تفکر · تفکر و عبادت (مذهبی و عرفانی) · درون نگری · سگالش · غرق در افکار · غور · قصد · متفکر · مکاشفه · نشخوار · نیت · چاره اندیشی · ژرف اندیشی · ژرف بینی · ژرف نگری · ژرفایش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن