ترجمه "contemplation" به فارسی
تفکر, مکاشفه, تامل بهترین ترجمه های "contemplation" به فارسی هستند.
contemplation
noun
دستور زبان
The act of the mind in considering with attention; continued attention of the mind to a particular subject; meditation; musing; study. [..]
-
تفکر
nounTo contemplate revolutions from the distance of the Parisian Boulevards was quite another matter.
تعمق و تفکر در مورد انقلابهای جهان از بلوارهای دوردست پاریس یک چیز بود و واقعیت چیزی دیگر.
-
مکاشفه
-
تامل
noun
-
ترجمه های کمتر
- اندرنگرش
- تدبر
- سگالش
- ژرفایش
- نشخوار
- غور
- متفکر
- نیت
- قصد
- بررسی یامطالعه ی دقیق
- تعمق و تفکر
- تفکر و عبادت (مذهبی و عرفانی)
- درون نگری
- غرق در افکار
- چاره اندیشی
- ژرف اندیشی
- ژرف بینی
- ژرف نگری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contemplation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contemplation" با ترجمه به فارسی
-
اندیشه کننده · تفکرکننده · درنظرگیرنده
-
(کسی که اهل تفکر و مکاشفه است - به ویژه در خانقاه و غیره) زاهد · اندرنگرانه · تفکری · عارف · غرق در افکار · فکور · متفکر · وابسته به عبادت و مکاشفه · پنداشتی · ژرف اندیشانه
-
(با دقت) نگاه کردن · (مذهبی و عرفانی) تفکر و عبادت کردن · اندرنگری کردن · انديشيدن · تدبر کردن · تعمق و تفکر کردن · خیره شدن · در بحر تفکر فرو رفتن · در شگفت ماندن · در نظر داشتن · سگالیدن · عبادت کردن · قصد داشتن · نشخوار کردن · ژرف اندیشی کردن
-
(با دقت) نگاه کردن · (مذهبی و عرفانی) تفکر و عبادت کردن · اندرنگری کردن · انديشيدن · تدبر کردن · تعمق و تفکر کردن · خیره شدن · در بحر تفکر فرو رفتن · در شگفت ماندن · در نظر داشتن · سگالیدن · عبادت کردن · قصد داشتن · نشخوار کردن · ژرف اندیشی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن