ترجمه "conterminous" به فارسی

هم مرز, مجاور, (واقع در یک محدوده) یکپارچه بهترین ترجمه های "conterminous" به فارسی هستند.

conterminous adjective دستور زبان

Meeting end-to-end or at the ends. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هم مرز

    adjective
  • مجاور

    adjective
  • (واقع در یک محدوده) یکپارچه

  • ترجمه های کمتر

    • دیوار به دیوار
    • هم پایان (دارای مرز مشترک) همسایه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conterminous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "conterminous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه