ترجمه "continue" به فارسی

ادامه دادن, ابقا کردن, ماندن بهترین ترجمه های "continue" به فارسی هستند.

continue verb noun دستور زبان

(transitive) to proceed with (doing an activity); to prolong (an activity). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ادامه دادن

    verb

    transitive: proceed

    Although apparently the cognitive continues to function normally.

    اگرچه ظاهراً ادامه دادن هاى ادراكى به معمولاً تابع..

  • ابقا کردن

    verb
  • ماندن

    verb

    I am not living, but waiting for an event, which is continually put off and put off.

    منتظر راه حلی ماندن که هیچ وقت یدانمی شو دف نزدگی نیست.

  • ترجمه های کمتر

    • نگهداشتن
    • پایستن
    • (حقوق) جلسه ی دادگاه را تعطیل و به بعد موکول کردن
    • (محل یا شغل) باقی ماندن
    • ادامه یافتن یا دادن
    • از سر گرفتن
    • بسط داشتن
    • به تعویق انداختن
    • تعقیب کردن
    • دنبال کردن دوام آوردن یا داشتن
    • دنباله داشتن
    • راستا داشتن
    • طول دادن
    • طول کشیدن
    • پیوستار بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " continue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Continue
+ اضافه کردن

"Continue" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Continue در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "continue" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "continue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه