ترجمه "continuation" به فارسی
ادامه, استمرار, دنباله بهترین ترجمه های "continuation" به فارسی هستند.
continuation
noun
دستور زبان
That act or state of continuing; the state of being continued; uninterrupted extension or succession; prolongation; propagation. [..]
-
ادامه
nounThe cold weather continued for three weeks.
هوای سرد تا سه هفته ادامه یافت.
-
استمرار
nounIt would probably be accurate to say that by becoming continuous war has ceased to exist.
اگر بگوییم که جنگ بر اثر استمرار رخت بر بسته است، پر بیراه نگفتهایم.
-
دنباله
nounThey left a great, wide wake, as though continually unrolling a great wide parchment upon the sea.
دنباله عریض عظیمی پشت سر مینهادند چنانکه گویی پیوسته طومار عریض عظیمی را بر دریا میگشایند.
-
ترجمه های کمتر
- تداوم
- پایستگی
- متمم
- کشیدگی
- مکمل
- عقبه
- از سرگیری
- بخش بعدی
- پس آیند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " continuation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "continuation" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به geometric progression
-
ندوب طیارش دجاو موادم
-
دراد همادا هک یگداتفا راک زا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن