ترجمه "continuant" به فارسی
اصطکاکی, سایشی, (زبان شناسی) آوای پیوسته (در مقابل آوای انسدادی یا بندشی : stop) بهترین ترجمه های "continuant" به فارسی هستند.
continuant
adjective
noun
دستور زبان
(phonetics) A linguistic sound other than a stop [..]
-
اصطکاکی
adjective -
سایشی
adjective -
(زبان شناسی) آوای پیوسته (در مقابل آوای انسدادی یا بندشی : stop)
-
ادامه دهنده
nounlisten goguryeo soldiers who continue on the old joseon's glory and the da mul army's spirit! the captain has turned on the fasten seatbelt sign
به سربازان گوش کنيد, سربازاني که ادامه دهنده شکوه چوسن قديم و روح ماگال هستن. کاپيتان چراغ کمربندهاي ايمني را روشن کرده است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " continuant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "continuant" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به geometric progression
-
ندوب طیارش دجاو موادم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن