ترجمه "contradict" به فارسی

تکذیب کردن, ردکردن, (حرف کس دیگری را رد کردن یا ضد آن گفتن) پاد گفتن بهترین ترجمه های "contradict" به فارسی هستند.

contradict verb دستور زبان

(obsolete) To speak against; to forbid. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکذیب کردن

    and no one contradicted her

    و ظاهراً بقیه هم حرفش را تکذیب نکردند.

  • ردکردن

    verb
  • (حرف کس دیگری را رد کردن یا ضد آن گفتن) پاد گفتن

  • ترجمه های کمتر

    • اب نتشاد ضقانت
    • اشتباه (چیزی را) اثبات کردن
    • انکار کردن
    • بطلان (چیزی را) نشان دادن
    • تخلف کردن از
    • خیانت کردن به
    • دروغ گفتن
    • رد کردن
    • متناقض بودن
    • محاجه کردن
    • مخالف بودن با
    • مخالفت کردن با
    • نفی کردن
    • نقض کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " contradict " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "contradict" با ترجمه به فارسی

  • تناقض · خلاف گویی · مخالف
  • برهان خلف
  • تکذیب کردنی · قابل تکذیب · نقض کردنی
  • دوجور · ضدونقیض · متناقض · مخالف
  • (شخص یا چیز) متناقض · آخشیج · انکار · تباین · تضاد · تناقض · تکذیب · خلاف گویی · رد · محاجه · مخالف · مخالفت · مغایرت · همستیزی · پادگویی
  • تناقض · تناقض با خود · خلاف گویی · خودستیزی · نفی خود · پادش
  • (شخص یا چیز) متناقض · آخشیج · انکار · تباین · تضاد · تناقض · تکذیب · خلاف گویی · رد · محاجه · مخالف · مخالفت · مغایرت · همستیزی · پادگویی
اضافه کردن

ترجمه های "contradict" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه