ترجمه "contradiction" به فارسی
تناقض, تضاد, مخالفت بهترین ترجمه های "contradiction" به فارسی هستند.
contradiction
noun
دستور زبان
(uncountable) The act of contradicting. [..]
-
تناقض
nounState that represents opposed aspects. [..]
When you get up, the night and day is a contradiction.
وقتی که بیدار میشوید، شب و روز خود یک تناقض است.
-
تضاد
But there were plenty of contradictions in his imaginative demands.
اما این درخواست خیالی او خالی از تضاد نبود.
-
مخالفت
nounShe did not contradict my story immediately, though, and this made me feel easier.
بهر جهت با داستان من سریعاً مخالفت نکرده بود، این باعث میشد بیشتر احساس راحتی کنم.
-
ترجمه های کمتر
- مخالف
- مغایرت
- تکذیب
- رد
- آخشیج
- تباین
- محاجه
- همستیزی
- پادگویی
- انکار
- (شخص یا چیز) متناقض
- خلاف گویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contradiction " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contradiction" با ترجمه به فارسی
-
تناقض · خلاف گویی · مخالف
-
(حرف کس دیگری را رد کردن یا ضد آن گفتن) پاد گفتن · اب نتشاد ضقانت · اشتباه (چیزی را) اثبات کردن · انکار کردن · بطلان (چیزی را) نشان دادن · تخلف کردن از · تکذیب کردن · خیانت کردن به · دروغ گفتن · رد کردن · ردکردن · متناقض بودن · محاجه کردن · مخالف بودن با · مخالفت کردن با · نفی کردن · نقض کردن
-
برهان خلف
-
تکذیب کردنی · قابل تکذیب · نقض کردنی
-
دوجور · ضدونقیض · متناقض · مخالف
-
تناقض · تناقض با خود · خلاف گویی · خودستیزی · نفی خود · پادش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن