ترجمه "contrasting" به فارسی
contrasting
adjective
verb
دستور زبان
Set in opposition to, showing the differences between. From contrast. [..]
ترجمه خودکار " contrasting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"contrasting" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای contrasting در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "contrasting" با ترجمه به فارسی
-
مواد حاجب
-
(با: with) تضاد داشتن (با) · (شخص یا چیز) متفاوت · (نقاشی و تصویر تلویزیونی و سینمایی و غیره) تضاد · برابر نهش · برابر نهش کردن · برابر نهشته · برابر هم گذاشتن · تباین · تفاوت (به ویژه بین دو چیز مورد مقایسه) · تقابل · سرحد · ضد · مخالفت · مغایر بودن با · مقايسه كردن · مقایسه · مقایسه کردن (برای نشان دادن تفاوت ها) · همبرنهاد · همسنجی · همسنجی کردن · پادنمایی · پادیست · پادیست کردن · کنتراست · کنتراست (میزان تضاد بین دورنگ و غیره)
-
فهرست احساسات
-
در نقطه ی مقابل
-
متباین و متقابل کردن
-
طیف نما (phase microscope هم می گویند) · میکروسکپ شفاف ساز
-
(با: with) تضاد داشتن (با) · (شخص یا چیز) متفاوت · (نقاشی و تصویر تلویزیونی و سینمایی و غیره) تضاد · برابر نهش · برابر نهش کردن · برابر نهشته · برابر هم گذاشتن · تباین · تفاوت (به ویژه بین دو چیز مورد مقایسه) · تقابل · سرحد · ضد · مخالفت · مغایر بودن با · مقايسه كردن · مقایسه · مقایسه کردن (برای نشان دادن تفاوت ها) · همبرنهاد · همسنجی · همسنجی کردن · پادنمایی · پادیست · پادیست کردن · کنتراست · کنتراست (میزان تضاد بین دورنگ و غیره)
-
(با: with) تضاد داشتن (با) · (شخص یا چیز) متفاوت · (نقاشی و تصویر تلویزیونی و سینمایی و غیره) تضاد · برابر نهش · برابر نهش کردن · برابر نهشته · برابر هم گذاشتن · تباین · تفاوت (به ویژه بین دو چیز مورد مقایسه) · تقابل · سرحد · ضد · مخالفت · مغایر بودن با · مقايسه كردن · مقایسه · مقایسه کردن (برای نشان دادن تفاوت ها) · همبرنهاد · همسنجی · همسنجی کردن · پادنمایی · پادیست · پادیست کردن · کنتراست · کنتراست (میزان تضاد بین دورنگ و غیره)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن