ترجمه "contretemps" به فارسی
بدبیاری, خیطی, مخمصه بهترین ترجمه های "contretemps" به فارسی هستند.
contretemps
noun
دستور زبان
An unforeseen, inopportune, or embarrassing event; a hitch [..]
-
بدبیاری
-
خیطی
-
مخمصه
-
ترجمه های کمتر
- افتضاح
- اشتباه
- اتفاق سو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contretemps " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن