ترجمه "contrivance" به فارسی
اختراع, تدبیر, ابداع بهترین ترجمه های "contrivance" به فارسی هستند.
contrivance
noun
دستور زبان
a (mechanical) device to perform a certain task [..]
-
اختراع
nounAll these things were contrived to frighten us, to make us stupid.
همهٔ اینها را برای ترسوندن ما اختراع کرده ان برای اینکه خریم...
-
تدبیر
they had another contrivance for taking my measure.
مردان تدبیر دیگری برای تعیین اندازه من بکار بردند.
-
ابداع
That the system of living contrived by me, was unreasonable and unjust;
گفت که آن روش و قاعده زندگی که من از خود ابداع کردهام خلاف عقل و منطق است.
-
ترجمه های کمتر
- وسیله
- اسباب
- چیز
- ساختن
- تمجمج
- تمهید
- الت
- تبانی
- اهمال
- تعبیه
- توطئه
- ابزار
- ماشین
- دستگاه
- حیله جنگی
- دست ساخت
- طرح ریزی
- فلان چیز
- هرچیزی که با مهارت و ابتکار درست شده باشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contrivance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "contrivance" با ترجمه به فارسی
-
اختراع کردنی · اندیشیدنی · تدبیر کردنی
-
(با مهارت و ابتکار) ساختن · (برای هدف های شوم) نقشه چینی کردن · ابداع کردن · اختراع کردن · تاسیس کردن · تبانی کردن · تدبیر · تدبیر کردن · ترتیب دادن · تعبیه کردن · تنظیم کردن · توطئه کردن · درست کردن · زمینه سازی کردن · ساختن · طرح ریزی کردن · طرح کردن · نقشه کشیدن · چاپ زدن
-
طرح ریز · مدبر · کوشا وزرنگ
-
تصنعی · تمهید شد · ساختگی · مصنوعی · وانمود شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن