ترجمه "conventional" به فارسی

معمولی, قراردادی, سنتی بهترین ترجمه های "conventional" به فارسی هستند.

conventional adjective noun دستور زبان

Pertaining to a convention, as in following generally accepted principles, methods and behaviour. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معمولی

    Because if we continue adding fleets of conventional cars,

    چون اگر به اضافه کردن ناوگانی از خودروهای معمولی ادامه دهیم،

  • قراردادی

    And yet, after all, the distinction is a merely conventional one.;

    گرچه این تمایز به طور کلی قراردادی است.

  • سنتی

    adjective

    The conventional papaya around the outside is severely infected with the virus.

    پاپایای سنتی بیرونش شدیدا آلوده به ویروس است .

  • ترجمه های کمتر

    • متعارف
    • عادی
    • متداول
    • عرفی
    • معمول
    • اجلاسی
    • همایشی
    • میثاقی
    • پیمانی
    • (جنگ افزار) غیر اتمی
    • (حقوق) طبق قرارداد رسمی
    • (هنر و ادب) دارای سبک زمان خود
    • ساده و سنتی
    • وابسته به اجلاس یا گردهمایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conventional " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Conventional
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عرفی، قراردادی

عباراتی شبیه به "conventional" با ترجمه به فارسی

  • برنامه تبدیل سرمایه-طرح تبدیل سرمایه
  • میثاق بهای جاری
  • کاربرد مرسوم · کاربردهای سنتی
  • نشست و برخاست متعارف
  • مديريت آفت مرسوم · مدیریت آفت رایج · مدیریت آفت سنتی
  • (امریکا) همایش رسمی نمایندگان حزب (دمکرات یا جمهوریخواه) · (جمع) آداب و رسوم · Madonna · اجلاس · انجمن · توافق · توافقنامه · جلسه · رسم · رسم هنری · سنت · عرف · قاعده ی ادبی · قرارداد · مجمع · معاهده · میثاق · میثاق- قرارداد · نشست · همایش · پیمان · چپیره · کنگره · گردهمایی
  • الگوی مرسوم جریان نقدی
  • خانقاه · خانگاه · دیر · راهبان · ساکنان دیر · صومعه · مجمع · محل راهب ها یا راهبه های کاتولیک
اضافه کردن

ترجمه های "conventional" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه