ترجمه "convent" به فارسی

صومعه, دیر, خانقاه بهترین ترجمه های "convent" به فارسی هستند.

convent verb noun دستور زبان

A religious community whose members, (especially nuns) live under strict observation of religious rules and self-imposed vows. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صومعه

    noun

    building [..]

    Some of her companions brought keepsakes given them as new year's gifts to the convent.

    چند تن از رفقایش کتابهای مصوری که به رسم عیدی گرفته بودند با خود به صومعه میآوردند.

  • دیر

    noun

    Thou regrettedest not having taken her to the convent!

    متأسف بودی که چرا نگذاشتند با خود به دیر ببری مش!

  • خانقاه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مجمع
    • راهبان
    • خانگاه
    • ساکنان دیر
    • محل راهب ها یا راهبه های کاتولیک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " convent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Convent
+ اضافه کردن

"Convent" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Convent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "convent" با ترجمه به فارسی

  • برنامه تبدیل سرمایه-طرح تبدیل سرمایه
  • میثاق بهای جاری
  • کاربرد مرسوم · کاربردهای سنتی
  • نشست و برخاست متعارف
  • مديريت آفت مرسوم · مدیریت آفت رایج · مدیریت آفت سنتی
  • (امریکا) همایش رسمی نمایندگان حزب (دمکرات یا جمهوریخواه) · (جمع) آداب و رسوم · Madonna · اجلاس · انجمن · توافق · توافقنامه · جلسه · رسم · رسم هنری · سنت · عرف · قاعده ی ادبی · قرارداد · مجمع · معاهده · میثاق · میثاق- قرارداد · نشست · همایش · پیمان · چپیره · کنگره · گردهمایی
  • الگوی مرسوم جریان نقدی
  • عرفی، قراردادی
اضافه کردن

ترجمه های "convent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه