ترجمه "convention" به فارسی

پیمان, قرارداد, عرف بهترین ترجمه های "convention" به فارسی هستند.

convention noun دستور زبان

A meeting or gathering. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیمان

    noun

    agreement, contract or pact [..]

    that have not yet signed the Convention on Cluster Munitions.

    که هنوز پیمان تسلیحات خوشهای را امضا نکردهاند.

  • قرارداد

    noun

    formal deliberative assembly

    every modern editing convention that we know of

    هر قرارداد مدرني که در تدوين سراغ داريم

  • عرف

    generally accepted principle, method or behaviour

    But they were nevertheless excellent, as conventions, morals and religions go

    با این حال، تا آنجا که قضیه به عرف و اخلاق و مذهب مربوط میشد،

  • ترجمه های کمتر

    • جلسه
    • اجلاس
    • توافقنامه
    • مجمع
    • معاهده
    • توافق
    • انجمن
    • کنگره
    • گردهمایی
    • همایش
    • میثاق
    • رسم
    • سنت
    • نشست
    • Madonna
    • چپیره
    • (امریکا) همایش رسمی نمایندگان حزب (دمکرات یا جمهوریخواه)
    • (جمع) آداب و رسوم
    • رسم هنری
    • قاعده ی ادبی
    • میثاق- قرارداد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " convention " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "convention" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "convention" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه