ترجمه "conventionality" به فارسی

سنتی, (قاعده یا روش یا شکل) عرفی, سنت پرستی بهترین ترجمه های "conventionality" به فارسی هستند.

conventionality noun دستور زبان

(uncountable) The state of being conventional [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنتی

    adjective
  • (قاعده یا روش یا شکل) عرفی

  • سنت پرستی

  • ترجمه های کمتر

    • سنتی یا عرفی بودن
    • عرف پرستی
    • پیروی از عرف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conventionality " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conventionality" با ترجمه به فارسی

  • توافق با ایین و رسوم · هم رنگی با ایین و رسوم
  • برطبق یین ورسوم قراردادی · مطابق قرارداد
  • پیروی ازیین های قراردادی ورسمی
  • (ادب و هنر) به سبک متداول درآوردن · با آداب و رسوم وفق دادن · ساده و سنتی کردن · سنتی کردن · عرفی کردن · متعارفی کردن
  • شرایط
  • (کسی که در اجلاس یا گردهمایی شرکت می کند) همایشگر
  • پیروی ازیین های قراردادی ورسمی
  • برطبق یین ورسوم قراردادی · مطابق قرارداد
اضافه کردن

ترجمه های "conventionality" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه