ترجمه "conventual" به فارسی

خانگاهی, خانگاه زی C( -3 بزرگ) عضو بخشی از فرقه ی راهبان فرانسیسکن (Franciscan - عنوان کامل آن این است : Friars Minor Conventual), دیر مانند بهترین ترجمه های "conventual" به فارسی هستند.

conventual adjective noun دستور زبان

Pertaining to a convent or convent life; cloistered, monastic. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خانگاهی

  • خانگاه زی C( -3 بزرگ) عضو بخشی از فرقه ی راهبان فرانسیسکن (Franciscan - عنوان کامل آن این است : Friars Minor Conventual)

  • دیر مانند

  • ترجمه های کمتر

    • دیر نشین
    • عضو صومعه
    • وابسته به یا همانند صومعه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conventual " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "conventual" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه