ترجمه "conversant" به فارسی

متبحر, وارد, (با: with یا in) آشنا (به کار یا چیزی) بهترین ترجمه های "conversant" به فارسی هستند.

conversant adjective noun دستور زبان

closely familiar; current; having frequent interaction [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متبحر

    adjective
  • وارد

    adjective

    You need to enter every conversation assuming that you have something to learn.

    میخواهید به قصد یادگیری وارد یک گفتگو شوید.

  • (با: with یا in) آشنا (به کار یا چیزی)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conversant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conversant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "conversant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه