ترجمه "converse" به فارسی
صحبت کردن, صحبت, گفتگو بهترین ترجمه های "converse" به فارسی هستند.
(archaic or poetic) Familiar discourse; free interchange of thoughts or views; conversation; chat [..]
-
صحبت کردن
verbto engage in conversation
They could not see any connection between their conversation and his ability to drive.
آنها هیچ ارتباطی بین صحبت کردن خود و رانندگی بـاب نـمییافتند.
-
صحبت
nounBut on the contrary, the next evening Sabine tried to resume their conversation.
ولی آنچه پیش آمدکاملا برخلاف این بود؛ و ساب ین کوشید سر صحبت را باز کند.
-
گفتگو
nounYou got paralyzed if there were more than three people in the conversation.
اگه تو يه گفتگو سه نفر بيشتر ميشدن تو فلج ميشدي.
-
ترجمه های کمتر
- مکالمه
- مصاحبت
- معکوس
- ضد
- وارون
- واگردان
- وارونه
- پاد
- برگردان
- مخالف
- مقابل
- (بر) عکس
- (منطق) قضیه ی عکس
- (مهجور) معاشر بودن با
- (مهجور)معاشرت
- حرف زدن
- رفت و آمد داشتن با
- صحبت (دوستانه و غیر رسمی)
- مکالمه کردن
- هم نشینی
- همنشینی کردن با
- همگویی کردن
- پس و پیش
- گفت و شنود کردن
- گفتگو کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " converse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Converse" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Converse در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "converse" با ترجمه به فارسی
-
وام قابل تبدیل
-
سخن انگیز (هر شی که موجب مکالمه شود مثلا یک بشقاب زیبا و قدیمی) · نوعی نقاشی متداول در قرن هجدهم که گروهی انسان را در موقعیت خاصی مجسم می کند
-
تبدیل یکاهای اندازهگیری
-
(کامپیوتر) رجوع شود به interactive · حراف · خوش حرف · خوش صحبت · صحبت دوست · محاوره ای · مکالمه ای · گفت و شنودی