ترجمه "conveyance" به فارسی

انتقال, حمل, واگذاری بهترین ترجمه های "conveyance" به فارسی هستند.

conveyance verb noun دستور زبان

An act or instance of conveying. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتقال

  • حمل

    noun

    that is to say, he has taken upon himself the conveyance of our bags and big trunk

    یعنی خود پیشنهاد کرد که بار و صندوق بزرگمان را بهحساب خود حمل کند،

  • واگذاری

  • ترجمه های کمتر

    • انقال
    • برندگر
    • ترابرد
    • ترافرست
    • رسانش
    • رسانگر
    • ارسال
    • (حقوق) انتقال مالکیت
    • (حقوق) انتقال نامه
    • حمل و نقل
    • سند انتقال
    • قباله نویسی
    • وسیله ی حمل و نقل
    • وسیله ی نقلیه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " conveyance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "conveyance" با ترجمه به فارسی

  • مسيرهای كابلي · نقالهها · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته · نقالههاي نواري · نقالههاي پيچي
  • مسيرهای كابلي · نقالهها · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته · نقالههاي نواري · نقالههاي پيچي
  • انتقال پذیر · بردنی · قابل انتقال · قابل حمل · قابل مذاکره · نقل کردنی
  • مسيرهای كابلي · نقالهها · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته · نقالههاي نواري · نقالههاي پيچي
  • مسيرهای كابلي · نقالهها · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته · نقالههاي نواري · نقالههاي پيچي
  • مسيرهای كابلي · نقالهها · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته · نقالههاي نواري · نقالههاي پيچي
  • واگذاری قلابی، سند انتقال ساختگی
  • مسيرهای كابلي · نقالهها · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته · نقالههاي نواري · نقالههاي پيچي
اضافه کردن

ترجمه های "conveyance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه