ترجمه "convulsive" به فارسی

متشنج, تشنجی, ترنجشی بهترین ترجمه های "convulsive" به فارسی هستند.

convulsive adjective

Marked by or having the nature of convulsions. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متشنج

    her Niobe throat and good humored face were sadly convulsed.

    عضله گلوی مادرانه و چهره مهربانش متشنج شد.

  • تشنجی

    without causing any convulsion in the body except a little bit of twitching of the toes.

    بدون ایجاد هیچ تشنجی در بدن به جز اندکی انقباض ناگهانی در انگشتان پا.

  • ترنجشی

  • ترجمه های کمتر

    • تنجشی
    • پرترنجش
    • ترنجش انگیز
    • تشنج آور
    • حمله ای
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " convulsive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "convulsive" با ترجمه به فارسی

  • احتباس مايعات بدن · اختلالات عصبي-هورموني · اغما · تشنجها · دشتنظیمی · رعشه · سنكوپ
  • )جنشت( ضرم یناهگان هلمح
  • متشنج کردن
  • تشنج
  • (پزشکی - معمولا جمع) تشنج · آشوب · اغتشاش · ترنجیدگی · تشنج · تنجش · تنجیدگی · دگرگونی شدید (مانند زلزله یا شورش و غیره) · روده بر شدن (از خنده) · غوغا
  • (از خنده) روده بر کردن · (ازشدت خنده یا غم یا خشم) به لرزه درآوردن · (به شدت) تکان دادن · (سخت) به هم زدن · به رعشه انداختن · ترنجیدن · دچار تشنج کردن یا شدن · دچار گرفتگی (ماهیچه ها) کردن یا شدن
اضافه کردن

ترجمه های "convulsive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه