ترجمه "convulsion" به فارسی

تشنج, آشوب, ترنجیدگی بهترین ترجمه های "convulsion" به فارسی هستند.

convulsion noun دستور زبان

(medicine) An intense, paroxysmal, involuntary muscular contraction. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشنج

    noun

    an intense muscular contraction [..]

    His whole body was shaken with a convulsive tremor that was worse to see than tears.

    سراپایش بر اثر تشنج شدیدی که مشاهدهاش ناگوارتر از دیدن گریه بود تکان میخورد.

  • آشوب

    noun

    It could not have remained for ever outside the political life of the country if those convulsions may be called life.

    من هم نمیتوانستم برای ابد خارج از حوزه حیات سیاسی این کشور باقی بمانم البته اگر بشود اسم آن آشوب و بلواها را گذاشت حیات.

  • ترنجیدگی

  • ترجمه های کمتر

    • تنجش
    • تنجیدگی
    • اغتشاش
    • غوغا
    • (پزشکی - معمولا جمع) تشنج
    • دگرگونی شدید (مانند زلزله یا شورش و غیره)
    • روده بر شدن (از خنده)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " convulsion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "convulsion" با ترجمه به فارسی

  • احتباس مايعات بدن · اختلالات عصبي-هورموني · اغما · تشنجها · دشتنظیمی · رعشه · سنكوپ
  • )جنشت( ضرم یناهگان هلمح
  • متشنج کردن
  • تشنج
  • ترنجش انگیز · ترنجشی · تشنج آور · تشنجی · تنجشی · حمله ای · متشنج · پرترنجش
  • (از خنده) روده بر کردن · (ازشدت خنده یا غم یا خشم) به لرزه درآوردن · (به شدت) تکان دادن · (سخت) به هم زدن · به رعشه انداختن · ترنجیدن · دچار تشنج کردن یا شدن · دچار گرفتگی (ماهیچه ها) کردن یا شدن
  • ترنجش انگیز · ترنجشی · تشنج آور · تشنجی · تنجشی · حمله ای · متشنج · پرترنجش
اضافه کردن

ترجمه های "convulsion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه