ترجمه "convoy" به فارسی
کاروان, بدرقه, بدرقه کردن بهترین ترجمه های "convoy" به فارسی هستند.
convoy
verb
noun
دستور زبان
(nautical) One or more merchant ships sailing in company to the same general destination under the protection of naval vessels [..]
-
کاروان
nounI think you should do so before the military convoy arrives at the docks.
فکر میکنم باید پیش از رسیدن کاروان نظامی به اسکله اینکار را بکنید.
-
بدرقه
nounWe've got a report, the convoy's under attack.
يه گزارش دريافت کرديم که به قافله بدرقه حمله شده
-
بدرقه کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- اسکورت
- قافله
- همرهان
- مشایعت
- (در مورد ناوگان یا کاروان یا نیروهای مسلح و غیره) ستون (دسته ای که به خاطر سهولت یا ایمنی باهم حرکت می کنند)
- اسکورت کردن
- مشایعت کردن (به ویژه به منظور محافظت)
- همراهی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " convoy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Convoy
proper
A village in Ireland. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Convoy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Convoy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "convoy"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن