ترجمه "coop" به فارسی

قفس, کابوک, زندان بهترین ترجمه های "coop" به فارسی هستند.

coop verb noun دستور زبان

A pen or enclosure for birds. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قفس

    noun

    So says the person whose ex-husband just flew the coop.

    پس انگار همسر سابق ايشون همينطوري از قفس پريده.

  • کابوک

    enclosure for birds [..]

  • زندان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مرغدان
    • (امریکا - خودمانی - در مورد پاسبان یا نگهبان) هنگام کشیک چرت زدن
    • (خودمانی) زندان
    • (معمولابا: in یا up) محبوس کردن
    • (هر جای بسته و محدود کننده) کران بند
    • آغل (برای ماکیان)
    • جای تنگ و تاریک
    • در مرغدان یا قفس قرار دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Coop
+ اضافه کردن

"Coop" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Coop در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "coop"

عباراتی شبیه به "coop" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "coop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه